آسمانی ام سلام , این شعرم را به یاد داری .....؟!!!می خواهم دوباره اینجا برایت شعر هایم را بخوانم و بازنویسی کنم....
شَبيه پنجره اي تاريك ، ميان اين همه ديوارم
شَبيه فاصله اي دورم ، كه از تو، تا به خودم دارم
خدا كند كه نَتابي ، به روي پنجره ام ، اي ماه
كه زير نور تو معلوم است، چِقدر، تيره ام و تارم !!
بیا و آینه ام را به سنگ حادثه ات , بشکن
كه از منی که در آن است دوباره خسته و بيزارم
طلوع كن تو درونم ،كه هر شبم، شب يلداست
مرا به دست سياهي ، به سايه ها نسپارم
اگر صَلاح من اين نيست، كه شاعر تو بمانم
بگو كه شاعريم را، به گوشه اي بگذارم
تو را نديدم و اما پُرم ز عطر حضورت
مرا نديدي و اما، تويي ،(تو) ،دار و نَدارم
برچسب:
نویسنده: آیلین حیدری